تاریخچۀ انیاگرام

شامل تایخچه سنتی (پیشا گرجیف) و مدرن (تا به امروز)

خلاصه تاریخچه انیاگرام

انیاگرام سنتی و مدرن

انیاگرام مدرن از فردی به نام “گیورگی گرجیف” آغاز می‌شود که چون نگفت مبنای دانشش از کجاست، تاریخچه‌ی انیاگرام، پیش از او به ئتوری‌ها و نظریه‌ها محدود می‌شود. “گرجیف” انسان‌ها را به سه‌دسته کلی تقسیم کرد و برای هر یک از آن‌‍‌ها خصایص اخلاقی و رفتاری مشخص نمود، پس از او، “اسکار ایجازو” و “کلادیو نرانهو” شاگردان غیر مستقیمش بودند که به بسط 9 تیپ اصلی شخصیت و 27 زیرزیرشاخه برای آن‌ها پرداختند.

انیاگرام سنتی (شبه آنچه گرجیف” آموزش می‌داد) در جوامع مذهبی و مخفی صوفیان مسلمان، پدران صحرای مسیحی و  کابالیست‌های یهودی آموزش داده می‌شد. این آموزه‌ها ریشه‌هایی در یونان داشتند.

در دوران باستان

انیاگرام سنتی (شبه آنچه گرجیف” آموزش می‌داد) در جوامع مذهبی و مخفی صوفیان مسلمان، پدران صحرای مسیحی و  کابالیست‌های یهودی آموزش داده می‌شد. این آموزه‌ها ریشه‌هایی در یونان باستان (فیثاغوث) داشتند.

در دوران مدرن

انیاگرام مدرن با “گیورگی گرجیف” و آموزه‌های “کار” آغاز می‌شود سپس “اسکار ایجازو” به ساختار 9 تیپ شخصیتی رسید و آن را “انیاگون” نامید. شاگر او یعنی “کلادیو نرانهو” این مکتب را به روانشناسی آورد و بسط و گسترش داد.

توضیحات بیشتر را اینجا گوش کن

آنچه بر انیاگرام گذشت

مهد دانش انیاگرام همچنان ناشناخته باقی مانده، شباهت‌های بسیاری را می‌توان در حماسه “اودیسه” سروده‌ی شاعر بزرگ یونانی، “هومر” جستجو و پیدا کرد که به سال‌های 500 تا 700 پیش از میلاد باز می‌گردد، این شباهت‌ها را “مایکل گلدبرگ” در کتاب “سفرهایی همراه با اودیسوس – 9 کهن الگوی انیاگرام در اودیسه هومر” به رشته‌ی تحریر در آورده اما قدیمی‌ترین اسناد مکتوب و موجود از آنچه امروزه انیاگرام نامیده می‌شود را در گفتارهای منصوب به “فیثاغورث” جستجو کرد، جایی در تقسیم‌بندی او که انسان‌ها را به سه دسته‌ی غریزی، عقلی و احساسی طبقه‌بندی می‌کرد.

پیش از میلاد مسیح

“لانگدام” و “فادرینگرام” با استناد به اسناد “موزه بریتانیا” برداشت کردند که “فیثاغورث” بعد از سفر به “بابل” (ایران دوره‌ی هخامنشی) نظریات خود را در زمینه‌های مختلفی از علوم انسانی، تحت تاثیر فرهنگ بهاراتی (هندی) ارائه کرده است و پس از بازگشت به یونان، آن‌ها را آموزش می‌داده. سه دسته‌ی معرفی شده توسط “فیثاغورث” از انسان‌ها، تطابق کاملی با سه محدوده شخصیتی انیاگرام امروزی (یعنی حسی، فکری و شمّی) دارند.

بعدها افلاطون این دسته‌بندی را با نظریه “سنخیت سگانه‌ی نفس” خود، بسط و گسترش داد. سال‌های بعد از آن نوافلاطونیان اشکال ملکوتی “افلاطون” را با سنخیت سگانه ترکیب کردند و به 9 شکل وزن‌دار از حالات انسانی رسیدند. در نهایت هم “فلوطین” کسی بود که این نظریات را منسجم کرد و در یکی از رساله‌های خود، تحت عنوان “انیاد” به رشته‌ی تحریر در آورد.

انیاگرام در ادیان ابراهیمی

اینحا، زمانی بود که مسیحیت در جهان گسترش چشمگیری پیدا کرده بود و روحانیون مسیحی که تحت تاثیر “فلوطین” بودند، آموزه‌های او را کلیسا به کلیسا با خود به نقاط مختلف جهان بردند، یکی از این نقاط هم جنوب مصر بود که به نقل از “ریسو” و “هادسون” در کتاب “درک و دریافت انیاگرام” عرفایی از روحانیون مسیحی مصری (حوالی سال‌های 100 تا 150 میلادی)، در تشکلی به نام “پدران صحرا” با آموزه‌های پیشا انیاگرامی آشنا شدند و در میان آنان “اواگریوس پانتیکوس” از ارامنه‌ی گرجستان آن را با ریاضیات فیثاغورثی پیوند زد.

به نظر می‌رسد پس آن بود که عرفان یهودی (با نام “کابالا”) تحت تاثیر انیاگرام مسیحی قرار گرفت و در درخت زندگی این شاخه از عرفان، خودنمایی کرد. یک دیاگرام 6 ضلعی شامل 10 “سفروت” که با خطوطی به یکدیگر متصل شده اند. این ترسیم‌بندی و نقش‌نگاری، بعدها تبدیل به پایه و اساس نماد انیاگرام شد. تمرکز اولیه “کابالا” نیز روی دورهای باطل حس قربانی شدن بود، چیزی شبیه به “لوپ حال بد وابسطه به شخصیت در انیاگرام.

بعد از کابالیست‌ها، صوفی‌های مسلمان (در صده دهم و یازدهم میلادی) بودند که در تعالیم خود از این دانش نوپا و نچندان تکمیل‌شده استفاده کردند. آن‌ها این مکتب شخصیت‌شناسی را به شکل اشکال دایره‌واری (چه به صورت فردی در رقص “سماع” و چه گروهی با نام “مرید”) پیمایش کردند. حرکت گروهی دایره‌ای شکل صوفیان، حول مرکزیت این دایره به دور یک مراد (فردی با درجه عرفانی بالا) یا فضای تهی (خداوند) انجام می‌شود؛ چیزی شبیه به یک طواف. نماده دایره‌ای شکل انیاگرام نیز از همین مضمون پیروی می‌کند، نقطه‌ی مرکزی این نماد نیز مظهر کمال و یک انسان کامل به لحاظ شخصیتی می‌باشد.

حدس زده می‌شود که آموزه‌های “پانتیکوس” به سرزمین مادری‌اش در گرجستان امروزی رسیده باشد، جایی که در سال 1890 “گیورگی ایوانوویچ گرجیف” متولد شد. او در کلیسای ارتدکس روسی، سواد آموخت و تعالیم مذهبی دید، احتمالاً همانجا با عقاید “پانتیکوس” (قدیس محلی خود) آشنا شد و برای درک بهتر و شناخت بیشتر این دانش به خاورمیانه سفر کرد. در این سفرها، او وارد اجتماع کابالیست‌های یهودی و صوفیان افغانستان شد و مسائل بسیار زیادی را پیرامون خودشناسی، انسان‌شناسی و رشد و توسعه فردی، گرد آوری کرد. هرچند که هرگز اشاره نداشت که دانش خود را از کجا آموخته است اما “جیمز مور” در کتاب “شناخت و تحلیل یک اسطوره” درباره‌ی “گرجیف” می‌نویسد: «او با به صورت جدی با همه مکاتب عرفانی و فلسفی، از “فیثاغورث” تا صوفی‌گری آشنا می‌شود تا بتواند به قامت معلمی انسان‌ساز، ابراز وجود کند.»

“گرجیف” به همراه شاگردش “پی. دی. اوسپنسکی” سه سلسله کتاب منتشر کرد که هر کدام شامل سه جلد می‌شد. مبنای 3تایی‌های انیاگرام در آموزه‌های گرجیف مشهود است. او در کتاب “نقد عینی و بی‌طرفانه‌ی زندگی مردم” به تیپ‌شناسی شخصیت انسان‌ها پرداخت و بعد از آن تحت یک دوره به نام Work (کار) به توسعه فردی بر اساس تیپ شخصیتی افراد، مشغول شد. “کار” شامل سه قسمت بود، 1-کار بر روی خود 2-کاربرای دیگران و 3-کار برای ایده‌ها. این سه خط پرورشی به شدت فیثاغورثی بودند. گرجیف در این روند، سه مرکز هوش طبیعی معرفی کرد (حسی، فکری و شمّی) عقیده داشت هر انسانی تنها در یکی از این هوش‌ها قوی و در دوتای دیگر احمق است. او “کار” هرکس را بر حسب نوع حماقت افراد مشخص می‌کرد و تلاش داشت تا با یکپارچه‌سازی هر سه هوش طبیعی، انسانی کامل بسازد. “مسیر یکپارچگی” امرزوی در انیاگرم نیز ریشه در همین تعالیم دارد. (منظور راهی است که باعث شود به صورت یکپارچه از همه قوای فکری، حسی و شمّی خود بهره ببریم.)

شاگردش “اوسپنسکی” در کتاب “در جستجوی معجره‌آسا” می‌نویسد: «هر یک از افراد [با توجه به مرکز (محدوده) هوش طبیعی خود] از یک راه می‌توانند به رشد و تعالی دست یابند. حسی‌ها از راه “راهب”، فکری‌ها از راه “یوگی” و شمّی‌ها از راه “فقیر” اما راه چهارمی هم هست، راه “رند”. گویی “رند” رازی را می‌داند که برا هر سه دیگر پوشیده است. “حمید علی الماس” به “رند”ها لغب “سارمن” داد، سارمن یک واژه‌ی اوستایی است که در آن “سار” به معنی ارشد (مانند تیمسار) و “من (منه)” به معنی اندیشه‌ورزان است. در مقدمه کتاب “شخصیت‌های ایناگرام در فرهنگ و ادبیات جهان” او تحت تاثیر از تعالیم “زنبور”، تمامی “سارمن” ها (یعنی کسانی که در این دانش به درجه استادی رسیده اند) را به عنوان افرادی معرفی می کند که «شهد خرد باستانی را گردآوری و برای آیندگان ذخیره می‌کنند.»

بعدها در دهه 1920 بود که یکی از شاگران غیر مستقیم و شلیایی “گرجیف”، یعنی “اسکار ایچازو” در آمریکای لاتین، با استفاده از علم روانشناسی هر یک از سه دسته‌ی حسی، فکری و شمّی افراد را به سه‌تیپ شخصیتی تقسیم کرد. او این فهرست 9 تایی از شخصیت‌ها را “انیاگون” نامید. “ریسو” و “هادسون” می‌نوسند: «فقدان وجود 9 اندیشه قدسی در دنیای عینی، برای هر یک از این تیپ‌ها، یک الگوی ذهنی تثبیت شده می‌سازد. این الگوها، عادت‌های هیجانی را ایجاد می‌کنند و این عادات باعث ظهور passions (شورهای هیجانی) می‌شوند.» “پانتیکوس” (از پدران صحرا) نیز همین شورها را sins یا گناه نامیده بود و 7 گناه کبیره مسیحیت را بر اساس آنان ترتیب‌بندی نموده که با هر تیپ شخصیتی در “انیاگون”  نیز منظبق بود. ایچازو بر اساس همین الگوها و مکاتب توسعه فردی دیگر، مدرسه “اریکا” را در شیلی بنیان نهاد و به آموزش همین تعالیم می‌پرداخت.

یکی از شاگردان “ایچازو” یعنی روانشناس گشتالتی “کلادیو نرانو” در این مدرسه آموزش دید، او در پردیس دانشگاه کالیفرنیا، کتاب “شرح تیپ‌های شخصیتی” را منتشر کرد و واژه‌ی “انیاگرام” را برای این دانش برگزید. این کتاب به زودی در “ایالات متحده” به دست بسیاری از دانشمندان و روانشناس رسید و بسیاری را به پویش بیشتر در انیاگرام تشویق کرد. آن‌ها این مکتب را به انواع حرفه‌‌ها، مکاتب و مشاغل دنیا سرایت دادند. بعد از همه‌ی این‌هاست که انیاگرام به شکل علم استفاده شد و جامعه آماری بزرگی را به عنوان پشتیبان نظری، همراه خود کرد. امروزه انیاگرام از حالات عرفانی پیشین خود فاصله گرفت و سازوکار عملی به خود گرفت. “نرانو” انیاگرام را از 9 تیپ شخصیتی فراتر برد و در یک ضرب 3تایی دیگر با سائق‌های غریزی بقا (بقای فردی، بفای جنسی و بقای اجتماعی) 27 زیرشاخه یا تیپ فرعی را نیز به انیاگرام افزود و برای هر تیپ رضیلت و فضیلت رفتاری مشخص نمود و راه رسیدن از رضایل به فضایل را از طریق انیاگرم مشخص کرد.

در قرن 21 “دان ریچارد ریسو” و “راس هادسون” انیستیتو انیاگرام را تاسیس کردند و با دو کتاب “درک و دریافت انیاگرام” و “حکمت انیاگرام” اصول مشخص و استانداردی برای این دانش تعریف نمودند. آن‌ها مسیرها و حرکت‌های عمودی و افقی (درون دایره‌ای دایره) را ابتدا کردند و راه‌های رشد متفاوتی در زمینه‌های فردی، بین‌فردی، اجتماعی، کاری و غیره مشخص نمودند. “هلن پالمر” و “جینجر لپید – بوقدا” به شکل نظام‌مندی این دانش را به حیطه کسب‌وکار بردند و نتایج و دستاوردهای بسیار فوق‌العاده‌ای از آن دریافت کردند. “ساندرا مایتری”، “دنیل سیگل”، “حمید علی الماس”، “بیئیترس چسنات”، “مایکل گلدبرگ”، “جری واگنر”، “دیوید دنیلز” نیز از جمله نویسندگان و آموزگاران مطرح انیاگرام هستند.

در ایران نیز از اواسط درهه 70 شمسی، انیاگرام توسط اساتید “اصغر فروع‌الدین عدل” و “دکتر معدلی” آموزش داده می‌شد و شاگردان مطرحی در سطح بین‌المللی مانند “حنانه مصطفی مجد” و “دلبر نیروشک” تربیت شدند، مترجمان بسیاری نیز مانند “جعفر واعظی” به ترجمه گسترده آثار انیاگرامیست‌های مطرح جهان مشغول هستند اما دکتر “نادین ایرانی” بود که در سال 1404 شمسی، “کانون انیاگرام ایران” را، زیرمجموعه مرکز نوروشخصیت “سازمان متخصصین و مدیران کشور” راه‌اندازی کرد. وب‌سایت انیافا افتخار همکاری حداکثری با این مجموعه را داراست و تضمین می‌کند که تمامی اطلاعات ارائه شده از منابع معتبر و رسمی، برای فارسی‌زبانان ترجمه و تولید می‌گردد.